<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>حقوق سایبری</title>
    <link>https://www.jocl.ir/</link>
    <description>حقوق سایبری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ملاحظات حقوق بشری سازمان‌ها و نهادهای جهانی برای مقابله با فعالیت‌های تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_235383.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، توسعه فناوری‌های دیجیتال و گسترش شبکه‌های ارتباطی، تهدید تازه‌ای تحت عنوان &amp;amp;laquo;تروریسم دیجیتال&amp;amp;raquo; را به عرصه امنیت بین‌المللی وارد کرده است. این تهدید شامل تولید و انتشار محتوای افراطی، سازمان‌دهی عملیات خشونت‌آمیز، هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی و دستکاری اطلاعات می‌شود. ماهیت فرامرزی و پیچیده این پدیده، توانایی مقابله مستقل هر کشور را محدود ساخته و ضرورت همکاری بین‌المللی و نقش سازمان‌های جهانی، به‌ویژه سازمان ملل متحد، را برجسته کرده است. سازمان ملل با تدوین چارچوب‌ها و استانداردهای جهانی، تلاش می‌کند امنیت سکوهای دیجیتالی را تقویت و حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین را تضمین کند. برقراری توازن میان امنیت و آزادی‌های فردی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا محدودسازی بی‌رویه آزادی‌ها می‌تواند زمینه &amp;amp;laquo;اقتدارگرایی دیجیتالی&amp;amp;raquo; را فراهم آورد. رعایت اصول ضرورت، تناسب و عدم تبعیض، همراه با حفاظت از آزادی بیان، حریم خصوصی و دسترسی آزاد به اطلاعات، هم حقوق فردی را حفظ کرده و هم کارآمدی سیاست‌های امنیتی را افزایش می‌دهد. همکاری میان دولت‌ها و سازمان‌های منطقه‌ای مانند اتحادیه اروپا مقابله با تهدیدات دیجیتال را تقویت می‌کند، اما فقدان تعریف مشترک و افتراق در دسترسی به داده‌ها هماهنگی جهانی را با چالش مواجه می‌سازد. سازمان ملل متحد با استناد به اسناد بین‌المللی و همکاری با نهادهایی مانند اینترپل و یوروپل، امنیت دیجیتال را تضمین و شفافیت، چارچوب قانونی مشخص و نظارت قضایی را به‌عنوان اصول اساسی اعمال می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مبانی و پیامدهای حقوقی انحلال قراردادهای مجازی از منظر فقه امامیه و حقوق کامن‌لا</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_237951.html</link>
      <description>تحولات گسترده در فناوری اطلاعات، شکل‌گیری قراردادهای جدیدی در فضای مجازی را موجب شده است؛ قراردادهایی که بدون حضور فیزیکی طرفین منعقد می‌شوند و مسائل نوینی در انحلال و آثار حقوقی آن ایجاد کرده‌اند. یکی از چالش‌های مهم، بررسی مبانی انحلال این قراردادها و مقایسه رویکرد نظام‌های حقوقی مختلف است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل مبانی و آثار حقوقی انحلال قراردادهای مجازی از منظر فقه امامیه و حقوق کامن‌لا و شناسایی نقاط اشتراک و افتراق این دو نظام است. سؤال اصلی این است که &amp;amp;laquo;انحلال قراردادهای مجازی بر چه اصولی استوار است و چه تفاوت‌هایی در آثار آن وجود دارد؟&amp;amp;raquo; یافته‌ها که با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی به‌دست آمده، نشان می‌دهد فقه امامیه انحلال قرارداد را بر اراده طرفین و قواعد سنتی فسخ و اقاله استوار می‌کند و تنها در صورت وجود سبب قانونی یا توافق، امکان‌پذیر می‌داند. این رویکرد بر ثبات، اطمینان و وفای به عهد تأکید دارد و از مداخله غیرضروری در روابط قراردادی پرهیز می‌کند. در مقابل، حقوق انگلستان، به‌ویژه در قراردادهای الکترونیکی، با تکیه بر نظریه &amp;amp;laquo;نقض بنیادین&amp;amp;raquo;، امکان انحلال سریع و خودکار قراردادها را در صورت نقض اساسی تعهد فراهم می‌سازد، بدون نیاز به رضایت طرف مقابل یا فرآیند طولانی اثبات. این بررسی نشان می‌دهد که هر دو نظام بر اصل لزوم قراردادها تأکید دارند، اما در نحوه برخورد با استثناها و انحلال قرارداد تفاوت‌های قابل توجهی دارند. این تفاوت‌ها ضرورت بازنگری و روزآمدسازی مقررات داخلی را برای تطابق با واقعیت‌های فضای مجازی و تحولات تجارت الکترونیک آشکار می‌سازد؛ به گونه‌ای که ضمن حفظ اصول فقهی و ارزش‌های بنیادین حقوق اسلامی، زمینه تسهیل و امنیت مبادلات دیجیتال نیز فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تحولات دیجیتال بر انعقاد و اجرای معاهدات بین‌المللی: فرصت‌ها و چالش‌های حقوقی</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_234463.html</link>
      <description>تحولات پرشتاب فناوری‌های دیجیتال در دو دهه اخیر، چشم‌اندازی کاملاً نوین برای حوزه حقوق بین‌الملل به‌ویژه در زمینه‌ی معاهدات و توافق‌نامه‌های فراملی ترسیم کرده‌اند. فناوری‌هایی همچون بلاک‌چین، قراردادهای هوشمند، امضاهای دیجیتال، رایانش ابری، و الگوریتم‌های رمزنگاری، نه تنها ابزارهایی فنی، بلکه به‌مثابه بنیان‌هایی معرفت‌شناختی برای بازتعریف فرآیندهای حقوقی محسوب می‌شوند. این فناوری‌ها از یک‌سو امکان اجرای دقیق، سریع و شفاف تعهدات قراردادی را فراهم آورده‌اند و از سوی دیگر، چالش‌هایی در حوزه مشروعیت، سازگاری با اصول حقوقی سنتی، و امنیت حقوقی ایجاد کرده‌اند.این مقاله با تکیه بر کنوانسیون وین ۱۹۶۹ در خصوص حقوق معاهدات و همچنین اسناد بین‌المللی مکمل نظیر دستورالعمل‌های UNCITRAL، به بررسی تطبیقی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر چرخه عمر معاهدات بین‌المللی پرداخته است. چرخه‌ای که از مرحله مذاکره و تنظیم آغاز شده و تا تصویب، اجرا، تفسیر و حتی انقضای معاهدات را دربر می‌گیرد. در این چارچوب، مطالعه‌ای کیفی‌ ـ تحلیلی صورت گرفته است که ضمن مرور ادبیات موجود، به تحلیل نمونه‌هایی از توافق‌نامه‌های دیجیتال در اتحادیه اروپا، شورای همکاری خلیج‌فارس و سایر نهادهای چندجانبه نیز می‌پردازد.در بخش فرصت‌ها، مواردی همچون استفاده از بلاک‌چین برای ثبت تغییرات و الحاقات معاهدات، اجرای خودکار مفاد توافق‌نامه‌ها از طریق قراردادهای هوشمند، ردیابی پایبندی دولت‌ها به تعهدات اقلیمی با بهره‌گیری از اینترنت اشیاء و داده‌های بزرگ، و امکان مستندسازی لحظه‌ای مذاکرات دیپلماتیک مطرح شده‌اند. این موارد می‌توانند نه‌تنها از نظر فنی، بلکه از حیث اعتمادسازی و پیشگیری از تفسیرهای سیاسی مورد بهره‌برداری قرار گیرند.در مقابل، چالش‌هایی از جمله عدم وجود قواعد فراملی برای شناسایی اسناد دیجیتال، تعارضات صلاحیتی، خطرات نفوذ و حملات سایبری، و تعلل نهادهای کلاسیک حقوقی در پذیرش ابزارهای فناورانه مورد بحث قرار گرفته‌اند. همچنین خلأهای موجود در آموزش‌های حقوقی و فنی برای دیپلمات‌ها و حقوقدانان، از موانع بنیادین در تحقق حکمرانی دیجیتال بین‌المللی ارزیابی شده‌اند.در پایان، مقاله بر ضرورت تدوین پروتکل‌های بین‌المللی جدید برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های فناوری دیجیتال در چارچوب حقوق معاهدات تأکید کرده و بر لزوم هم‌افزایی میان‌دستگاهی، بازنگری در برنامه‌های آموزشی حقوق بین‌الملل، و تقویت دیپلماسی چندجانبه فناورانه به‌عنوان ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر در دوران گذار به نظم حقوقی دیجیتال تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقوق دفاعی متهم درمرحله تحقیقات مقدماتی و ضمانت اجرای آن در نظام حقوق کیفری ایران</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_237570.html</link>
      <description>مرحله تحقیقات مقدماتی به عنوان سنگ بنای دادرسی کیفری، حساس‌ترین مرحله فرآیند کیفری است، زیرا در این مرحله پایه‌های اتهام شکل می‌گیرد و ادله جمع‌آوری می‌شود. نقض حقوق دفاعی متهم در این مرحله، نه تنها آسیبی به خود متهم وارد می‌آورد، بلکه کل جریان دادرسی کیفری را مخدوش کرده و می‌تواند به صدور آرای ناعادلانه منجر شود. از این رو، حمایت مؤثر از حقوق متهم در تحقیقات مقدماتی و تضمین رعایت اصول حاکم بر دادرسی در این مرحله، اهمیتی بنیادین دارد. این حمایت زمانی عملی و واقعی می‌شود که ضمانت اجراهای مناسب و کارآمدی برای نقض این حقوق پیش‌بینی شده و به کار گرفته شود.ضمانت اجرا، ابزاری است که اجرای مؤثر قواعد حقوقی را تضمین می‌کند و در حقیقت، وجه امتیاز حقوق از سایر قواعد اجتماعی محسوب می‌شود. بدون ضمانت اجرا، قواعد حقوقی صرفاً توصیه اخلاقی باقی می‌مانند و قدرت اجبار خود را از دست می‌دهند. در حوزه دادرسی کیفری، ضمانت اجراها به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول، ضمانت اجراهای مربوط به جریان دادرسی که شامل بطلان اعمال و عدم پذیرش ادله قضایی است؛ دسته دوم، ضمانت اجراهای مربوط به نقض‌کنندگان اصول که در قالب مسئولیت کیفری، مدنی و انتظامی تجلی می‌یابد.به عنوان نمونه، هرگاه ضابطین قضایی با نقض حریم خصوصی و بدون اجازه مقام قضایی در جرایم غیرمشهود اقدام به بازرسی خودرو نمایند، ادله تحصیل شده قابلیت پذیرش نداشته و دادگاه موظف است حکم به برائت متهم صادر کند.با این حال، علی‌رغم اهمیت موضوع، جنبه‌های متعددی از ضمانت اجراهای نقض حقوق دفاعی متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی همچنان مبهم و نیازمند بررسی دقیق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش فناوری بلاکچین در شفاف‌سازی و تسریع فرایندهای آیین دادرسی مدنی</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_237620.html</link>
      <description>سیستم‌های مرتبط با فناوری درنظام قضایی، رکن اصلی در تضمین عدالت، شفافیت و پاسخگویی به شمار می-روند. اغلب سیستم‌های مدیریت گردش کار محاکم، همچنان به فناوری ها و رویه‌های سنتی متکی هستند که ناکارآمدی، آسیب‌پذیری‌های امنیتی، مشکلات یکپارچگی داده‌ها و تأخیر در پردازش پرونده‌ها، اطاله دادرسی، عدم شفافیت، هزینه‌های بالا و امکان دستکاری در اسناد و مدارک از نتایج آن محسوب می شوند. وجود چنین محدودیت‌ها و کاستی‌هایی، نه تنها اجرای عدالت را کند می‌سازند، بلکه اعتماد عمومی به سیستم قضایی را نیز تضعیف می‌کنند. در این میان، همگام با توسعه تکنولوژی، ظهور فناوری بلاکچین، با ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود از جمله: تمرکززدایی، تغییرناپذیری، شفافیت و امنیت، پتانسیل آن را دارد که به‌عنوان یک زیرساخت قابل اعتماد، بسیاری از کاستی‌های موجود در آیین دادرسی مدنی را برطرف نماید. این پژوهش به بررسی و تحلیل نقش و کارکردهای فناوری بلاکچین در دو حوزه کلیدی &amp;amp;laquo;شفاف‌سازی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تسریع&amp;amp;raquo; در آیین دادرسی می‌پردازد. در این راستا، ابتدا مبانی نظری فناوری بلاکچین و قراردادهای هوشمند تشریح و سپس کاربردهای عملی بلاکچین در مراحل مختلف دادرسی، از ثبت دادخواست و ابلاغ اوراق قضایی گرفته تا مدیریت ادله و اجرای احکام، تبیین و سپس چالش‌های کنونی نظام دادرسی مدنی ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، چالش‌ها و ملاحظات حقوقی، فنی و اجرایی پیاده‌سازی این فناوری در نظام قضایی کشور مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقوق معماری در فضای سایبری: از مالکیت فکریِ فرایند طراحی تا مسئولیت حقوقی در عصر هوش‌مصنوعی</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_240823.html</link>
      <description>تکامل شتابان فناوری‌های دیجیتال و هوش‌مصنوعی در عرصۀ طراحی معماری، حقوق معماری را با چالش‌های نوظهور و بنیادینی مواجه ساخته و مرزهای سنتی مالکیت فکری و مسئولیت حقوقی را در فرایند طراحی بازتعریف کرده است. فضای سایبری، به‌عنوان بستری هم‌پوشان برای خلق، انتشار و بازتولید آثار معماری، نظام حقوق معماری را با مسائل پیچیده‌ای در تعیین پدیدآورنده، شناسایی موضوع حق، قلمرو تعهدات حرفه‌ای و انتساب حقوقی به عاملان انسانی و غیرانسانی روبه‌رو کرده است. این پژوهش با هدف ارائۀ بازنمایی انتقادی و نظام‌مند از ساختار نُوین حقوق معماری در فضای سایبری و تحلیل چندلایۀ مالکیت فکری فرایند طراحی معماری و دامنۀ مسئولیت حقوقی ناشی از به‌کارگیری سامانه‌های مبتنی‌بر هوش‌مصنوعی تدوین شده است. روش‌تحقیق از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی با رویکرد کیفی است و داده‌ها از طریق بازخوانی نظام‌مند اسناد قانونی، مقررات تطبیقی، دکترین‌های تخصصی و ادبیات فنی مرتبط با هوش‌مصنوعی گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که قواعد کلاسیک حقوق معماری، به‌ویژه در حوزۀ مالکیت فکری و مسئولیت حقوقی، در مواجهه با فرایندهای طراحی خودکار و الگوریتم‌محور کارآمدی لازم را ندارند و خلأهایی نظیر ابهام در شناسایی پدیدآورندۀ واقعی اثر معماری، تعیین محدودۀ تعهدات حقوقی معمار، توسعه‌دهندۀ سامانه و کاربر، و دشواری در انتساب فعل زیان‌بار حقوقی به کُنشگران انسانی و غیرانسانی پدید آمده است. این وضعیت، انسجام نظام حقوق معماری و تضمین عدالت حرفه‌ای را در بستر معماری دیجیتال با تهدید مواجه می‌سازد. بر اساس نتایج، بازآفرینی مفاهیم بنیادین حقوق معماری و توسعۀ مکانیسم‌های نُوین تنظیم‌گری حقوقی متناسب با منطق فضای سایبری و فناوری‌های هوشمند ضروری است؛ به‌گونه‌ای که ضمن صیانت از خلاقیت معماری و حقوق پدیدآورندگان، شفافیت تعهدات قانونی افزایش یابد و تعارضات حقوقی ناشی از کاربست هوش‌مصنوعی در فرایند طراحی معماری به حداقل برسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی جایگزینی هوش مصنوعی با هیأت منصفه</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_242102.html</link>
      <description>ظهور هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب دیجیتال، فرصت‌های بی‌بدیلی را برای تحول در نظام‌های قضایی فراهم کرده است. در این میان، امکان بهره‌گیری از هوش مصنوعی در نهاد هیأت منصفه، به‌ویژه در جرایم مطبوعاتی و سیاسی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هیأت منصفه در نظام حقوقی ایران نماینده‌ای از افکار عمومی است، اما همواره با چالش‌هایی نظیر تشتت آراء، تأثیرپذیری از احساسات زودگذر و خطاهای انسانی روبرو بوده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-انتقادی به بررسی امکان‌سنجی تعامل و جایگزینی هوش مصنوعی با هیأت منصفه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی با بهره‌گیری از داده‌کاوی پیشرفته، قابلیت ایجاد وحدت رویه قضایی و کاهش جانبداری‌های ناخودآگاه انسانی را داراست. اگرچه چالش‌هایی همچون عدم شفافیت الگوریتم‌ها (جعبه سیاه)، ابهام در مسئولیت و فقدان همدلی انسانی مطرح است، اما راهکارهایی نظیر توسعه &amp;amp;laquo;هوش مصنوعی توضیح‌پذیر&amp;amp;raquo;، اعطای شخصیت حقوقی محدود و تدوین اصول اخلاق دیجیتال، امکان غلبه بر این موانع را فراهم می‌سازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی فاقد احساسات انسانی، نه‌تنها یک نقص، بلکه ضمانتی برای بی‌طرفی و منطق محض در دادرسی است. در نتیجه آنکه، هوش مصنوعی نه در مقام جایگزینی، بلکه در جایگاه دستیاری کارآمد می‌تواند ضمن حفظ نقش محوری انسان ، کارآمدی نهاد هیأت منصفه را در نیل به عدالت قضایی ارتقاء بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر اعمال قواعد صلاحیت کیفری در فضاهای بین‌المللی نسبت به فضای سایبر</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_242115.html</link>
      <description>گام نهادن در فضاهای بین‌المللی بسانِ قدم گذاردن در سیاره‌ای ناشناخته یا به بیان دیگر، هم‌چون یافتن خویش در طبیعتی بکر و کشف نشده است از آن‌جا که پیشرفت و توسعۀ روزافزونِ فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز سونامی در زیست انسانی صورت داده است، امروزه شاهد ترجمان ایده‌هایی مجرمانه به زبان خاص فضای مجازی نسبت به رفتارهایی از بشریت هستیم که زمانی بزهی سنتی تلقی می‌گردیدند؛ لذا علاوه بر ارتکابِ جرایمِ سنتی به شیوه نوین، فضای سایبر، بستری برای ارتکابِ جرایم مختص به خود به‌وجود آورده است و آن‌چه که بررسی فضای سایبر را بدون بررسیِ موجودیت فضاهای بین‌المللی غیرممکن ساخته به‌گونه‌ای که فضای سایبر را در عرض فضاهای بین‌المللی و به عنوان فضای چهارم قرار داده، همان وجه اشتراک بین‌المللی بودنشان به مفهومِ بدون حاکمیت بود نشان است. لذا در این اثر سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود که آیا می‌توان روش‌های اعمالِ صلاحیت در فضاهای مذکور را به فضای سایبر تسری داد؟ پاسخ به این سؤال مستلزمِ موشکافی در قواعدِ پیش‌فرضِ سه فضای بین‌المللی (فضای ماوراء، قطب جنوب و دریاهای بزرگ) و بررسی شیوه‌های اعمالِ صلاحیت در آن‌هاست که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی مزایا و چالش‌ های ثبت اختیاری معاملات اموال منقول در دفترخانه‌های اسناد رسمی در حقوق ایران و فرانسه</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_242117.html</link>
      <description>ثبت اختیاری معاملات اموال منقول در دفاتر اسناد رسمی، سازوکاری نوین برای مواجهه با چالش امنیت حقوقی در گردش ثروت مادی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به واکاوی مبانی، آثار حقوقی و موانع اجرایی این نهاد در دو نظام حقوقی ایران و فرانسه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو نظام، با عبور از قاعده سنتی &amp;amp;laquo;مالکیت مبتنی بر تسلط&amp;amp;raquo; برای اموال منقول، ثبت رسمی را برای مصادیق بااهمیت (نظیر وسایل نقلیه، هواپیما و کشتی) به منظور اعطای مزایایی چون قدرت اثباتی برتر، تاریخ قطعی و قابلیت استناد در برابر اشخاص ثالث پذیرفته‌اند. با این حال، این اشتراک در اهداف، در سطح اجرا با تفاوت‌های بنیادینی مواجه است. نظام حقوقی فرانسه با پشتوانه قانونی منسجم (مانند قانون ۲۱ فوریه ۱۹۹۴ برای خودرو) و زیرساخت دیجیتال یکپارچه (سیستمMIN)، این نهاد را به یک فرآیند اداری روان تبدیل کرده است. در مقابل، نظام حقوقی ایران با چالش‌های ساختاری عمیقی از جمله پراکندگی و ابهام در قوانین (ماده ۲۲ قانون دفاتر اسناد رسمی و قوانین پراکنده)، فقدان سامانه ملی یکپارچه و ضعف در فرهنگ حقوقی عمومی روبروست، که موجب کاهش کارایی و اقبال به این نهاد شده است. این مقاله در نهایت با تحلیل این وجوه تطبیقی، پیشنهادهایی را برای ایران در سه سطح تقنینی (تدوین قانون جامع)، فن‌آورانه (ایجاد سامانه پایه مالکیت اموال) و فرهنگی (آموزش عمومی) ارائه می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی قلمرو حسن نیت در قرارداد های هوشمند در فقه امامیه ، حقوق ایران و حقوق اتحادیه اروپا</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_242118.html</link>
      <description>ظهور قراردادهای هوشمند به عنوان برنامه‌های خوداجرا مبتنی بر فناوری بلاک‌چین، چالش‌های بنیادینی را برای اعمال اصل حسن نیت در حقوق قراردادها ایجاد کرده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، قلمرو حسن نیت در قراردادهای هوشمند را در سه نظام فقه امامیه، حقوق ایران و حقوق اتحادیه اروپا بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که تعهد به رعایت حسن نیت که در حقوق سنتی به تمام مراحل زندگی قرارداد تسری دارد، در قراردادهای مبتنی بر کدهای غیرقابل‌تغییر و خوداجرا چگونه قابل اعمال است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد حقوق اتحادیه اروپا با تصویب &amp;amp;laquo;قانون داده&amp;amp;raquo; (Data Act 2023) و الزام به پیش‌بینی سازوکارهای توقف اضطراری و شفافیت، گام‌های نخستین را در جهت تنظیم‌گری این پدیده برداشته است. در فقه امامیه، قواعدی همچون &amp;amp;laquo;لاضرر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;غرور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امانت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تخلیۀ عیوب&amp;amp;raquo; و نیز توجه به اهداف کلان شریعت (مقاصد الشریعه) ظرفیت‌های قابل توجهی برای انعطاف‌پذیری در برابر اقتضائات قراردادهای هوشمند فراهم می‌آورد. حقوق ایران علی‌رغم فقدان قانون‌گذاری خاص، با استناد به ماده ۱۰ قانون مدنی و قانون تجارت الکترونیک، امکان شناسایی این قراردادها را دارد، اما چالش‌های جدی در خصوص اعمال حسن نیت در مراحل مذاکره، انعقاد و اجرا وجود دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فقه امامیه و تجربه حقوق اتحادیه اروپا، می‌توان الگویی بومی برای اعمال اصل حسن نیت در قراردادهای هوشمند در حقوق ایران ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مسئولیت پلتفرم‌ها در انتشار تصویرسازی‌های مجرمانه یا گمراه‌کننده در فضای دیجیتال</title>
      <link>https://www.jocl.ir/article_242560.html</link>
      <description>تحولات شتابان فناوری‌های دیجیتال و گسترش پلتفرم‌های مبتنی بر تولید و اشتراک‌گذاری محتوا، موجب شکل‌گیری بسترهای نوینی برای خلق و انتشار انواع تصویرسازی‌ها در فضای مجازی شده است؛ تصویرسازی‌هایی که در برخی موارد می‌توانند ماهیتی مجرمانه یا گمراه‌کننده داشته و آثار زیان‌باری بر امنیت عمومی، حیثیت اشخاص و اعتماد اجتماعی برجای گذارند. این پژوهش با هدف بررسی و تبیین حدود و مبانی مسئولیت حقوقی پلتفرم‌ها در قبال انتشار چنین محتواهایی، به تحلیل ابعاد مختلف مسئولیت مدنی و کیفری آن‌ها در چارچوب حقوق سایبری می‌پردازد. در این راستا، ابتدا مفهوم و مصادیق تصویرسازی‌های مجرمانه و گمراه‌کننده در بستر دیجیتال تبیین شده و سپس نقش پلتفرم‌ها به‌عنوان واسطه‌های اطلاعاتی در چرخه تولید، پردازش و انتشار محتوا مورد واکاوی قرار می‌گیرد. همچنین، تأثیر عواملی نظیر طراحی الگوریتمی، سیاست‌های تعدیل و پالایش محتوا، سطح آگاهی پلتفرم از محتوای زیان‌بار و میزان انتفاع اقتصادی آن‌ها در تعیین حدود مسئولیت مورد بررسی قرار گرفته است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در اغلب نظام‌های حقوقی، مسئولیت پلتفرم‌ها به‌صورت مطلق نبوده بلکه تابعی از معیارهایی همچون &amp;amp;laquo;علم و اطلاع&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنترل مؤثر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقش فعال یا منفعل در انتشار محتوا&amp;amp;raquo; است و رویکردهایی نظیر مصونیت مشروط، مسئولیت مبتنی بر اخطار و حذف، و یا مسئولیت تقصیرمحور در این زمینه اتخاذ شده‌اند. در عین حال، ظهور فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی مولد و ابزارهای پیشرفته تصویرسازی، پیچیدگی تعیین مسئولیت را دوچندان کرده و ضرورت بازنگری در قواعد سنتی را برجسته ساخته است. در پایان، این پژوهش با تأکید بر لزوم ایجاد توازن میان آزادی بیان، نوآوری دیجیتال و حمایت از حقوق اشخاص، پیشنهادهایی در جهت توسعه چارچوب‌های تقنینی، ارتقای شفافیت عملکرد پلتفرم‌ها و تقویت سازوکارهای نظارتی ارائه می‌دهد.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
